در آدينه هاي برفي فرصتي بود و گشتي بر
تارنماها و دلنوشته ها . مهر انديشه اي را يافتم از ديار
هميشه سبز شمال . زاد مهری ايران دوست كه سروده
بود به زيبائي وطن را :
در خون منی که می خروشی
درجام من از خوشی چه جوشی !
شعرتو سرود میهن ماست
پیوسته به گوش ما سروشی
.................
رخصت گرفته به پيشبازش زشور دست داده ، شتابان
هم آوا شدم سرودة ايران من را .
پيشكش به تمام ميهن پرستان اين بوم كهن ، كه
هماره به بزرگيش كوشند و هميشه ازميان كورسو روزن
پيدا در پنجه هاي دشمنان بربرپيشگي و ناداني ، نگارندة
فر و شكوهش باشند.
ايران من
هر گاه دل مرا سروشي
بر اوج برد زجام نوشي
كاي زاده بخاك مهرباني
كزخون دلش چنين بجوشي
بانكي برسان به بام دنيا
ازجان تو برآورش خروشي
ايران من است اين گوهرخاك
چشمي اگرت باشد و گوشي
كش بافته اين جامه نياكان
برسبز و سفيد و سرخ پوشي
تابنده بود هور به پشتش
برناتبد اهرمن وحوشي
زين مهر و نژاد ميهن ماست
هر فخركه برجهان فروشي
ننگ است اگر به سربلندي
بر فر و شكوه آن نكوشي
تارنمای دوست زادمهر http://www.mehrafrin.blogfa.com./
نماد محبت
ماه دارد روي شاد
باغ دارد بوي گل
در پاي باد
بلبلي دارد بروي شاخه داد
كاي فراموشي گرفته از نژاد
باز آريد از فروغ شاد و
بوي باد و
مرغ داد
ياد
يا بسازيد از محبت هاي ديرينه
نماد
مرغ بيدل
پيش چشمت صحبت دل چيست چيست
جان فدايت گو كه مشگل چيست چيست
بارهـا در عزم اثبـات وجـودم ديده اي
گر يقينـت نيست حاصل چيست چيست
عشـق در معنـي عـاقـل چيست چيست
وصـل تـو تـنهـا امـيـد بـودن اسـت
بودنـت از وصـل غـافل چيست چيست
مهـر پـر وسـع است و دنيـا جـاي او
گر دلت را نيست شامل چيست چيست